در گفتگو با دکتر على شریعتمدارى
نظام تعلیم و تربیت در مکاتب گوناگون با توجه به نوع جهان بینى آنها با یکدیگرمتفاوت است و هر مکتبى آن را بر اساس نوع نگرش خود به جهان و انسان تحلیل و تبیینمىکند و به همین دلیل هر یک براى تعلیم و تربیت مطلوب خود ویژگى هایى را ترسیممىنمایند. نظام تعلیم و تربیت اسلامى نیز از این قاعده مستثنى نیست.
در این بخش، در محضر استاد، دکتر على شریعتمدارى، از فرهیختگان تعلیم و تربیتبه گفت و گویى صمیمانه درباره ویژگىهاى نظام تعلیم و تربیت اسلامى نشستهایم که توجهخوانندگان گرامى را به آن جلب مىکنیم.
مربیان: جناب آقاى دکتر شریعتمدارى، ضمن تقدیم احترام و تقدیر و تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، لطفاً بفرمایید: ویژگىهاى نظام تعلیم و تربیتاسلامى چیست؟
جواب: نظام تعلیم و تربیت اسلامى از ویژگىهاى بسیارى برخوردار است که برخىاز آنها عبارتند از: »وحیانى و الهى بودن، جامعیت، پویایى، هدایتگر و انقلابى بودن« اینویژگىها نظام تعلیم و تربیت اسلامى را از دیگر نظامهاى تربیتى متمایز مىسازد.
مربیان: با توجه به ویژگىهایى که بیان فرمودید، منظور از وحیانى بودن نظامتعلیم و تربیت اسلامى چیست؟
ویژگىهاى تعلیم و تربیت اسلامى
جواب: منظور از وحیانى و الهى بودن آن است که منبع چنین تعلیم و تربیتى خداوندمتعال است که پیام هایش به وسیله پیامبران در اختیار بشر قرار گرفته است و کاملترینآن در اسلام و به دست با کفایت رسول اکرم (ص) براى بشر بیان شده و جانشینان آنحضرت نیز آن را بیشتر تبیین و تشریح کردهاند و ما میراث دار چنین نظام تربیتى هستیم.نظام تربیتى اسلام با فطرت انسانى و ابعاد وجودى او هماهنگ است و چنین خصوصیتىدر دیگر نظامهاى تربیتى وجود ندارد.
مربیان: جناب استاد بفرمایید منظور از جامعیت نظام تربیتى اسلام چیست؟ و نظامتربیتى اسلام از این نظر با دیگر نظامهاى تربیتى چه فرقى دارد؟
جواب: جامعیت و شمول بدین معنا است که در نظام تربیتى اسلام به همه ابعاد وجودىانسان توجه شده و بر همین اساس انسان مىتواند با آموزههاى دینى آشنا شود و خود رادر ابعاد روحى و جسمى، عاطفى و عقلانى، فردى و اجتماعى و دنیوى و اخروى متناسب بااهداف متعالى اسلام تربیت کند ؛ چرا که اسلام در نظام تربیتى خود به همه این ابعاد توجهدارد ؛ ولى در مکتبهاى ساخته دست بشر یک یا دو جنبه از ابعاد وجودى انسان موردتوجه قرار گرفته است ؛ به عنوان مثال بر جنبه اجتماعى انسان تکیه مىشود و یا تنها جنبهفردى او را مورد تاکید قرار مىدهند. چنان که در غرب مىگویند ما آزادى فردى رامحترم مىشماریم و شما در نظام غربى آزاد هستید که دست به هر کارى بزنید و این را جزوامتیازات مکتب تربیتى خود قلمداد مىکنند، در صورتى که این یک مغالطه است.
چیزى که در اسلام وجود دارد و در مکاتب دیگر نیست »جامعیت اسلام« است.براى صحت این ادعا اگر قدرى در آیات و روایات زیر بیندیشید، جامعیت نظام تربیتىاسلام روشنتر مىشود که اسلام چگونه به همه ابعاد وجودى انسان عنایت کرده است.
در آیهاى مىخوانیم:
» اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ فَاَصْلِحُوا بَینَ اَخَوَیْکُمْ...« (حجرات: 10)
مومنان برادر یکدیگرند ؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهید.
در آیهاى دیگر:
» وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى « (مائده: 2)
و (همواره) در راه نیکى و پرهیزکارى همدیگر را یارى رسانید.
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
»مَنْ اَصْبَحَ وَلا یَهْتَمَّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ«[1]
کسى که شب را صبح کند و به امورات مسلمانان اهتمام نورزد مسلماننیست.
امام کاظم (ع) فرمود:
»اِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَینِ حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً فَاَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُوَ الْأَنْبِیاءُ وَ الْأَئِمَّةُ وَ اَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ«[2]
خداوند دو حجت دارد: حجتى ظاهرى و آن پیامبرانند و حجتى باطنىکه عبارت از عقل است.
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرموده است:
»اِنَّما بُعثِتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلاقِ«[3]
من مبعوث شدهام تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم.
و دهها نمونه از این قبیل آیات و روایات از جامع بودن نظام تربیتى اسلام خبرمىدهد.
چنان که ملاحظه مىفرمایید اسلام به بعد عقلانى شخصیت انسان، کمال اهمیت را دادهو نقش عقل را در کنار نقش پیامبران در هدایت انسان آورده است. به بعد اجتماعى انساننیز توجه کرده و براى استحکام روابط اجتماعى بر برادرى مومنان، تعاون و همکارى درکارهاى خیر، احساس تعهد و وظیفه نسبت به یکدیگر تأکید ورزیده است.
اسلام همچنین به بُعد اخلاقى و معنوى انسان نیز کمال اهمیت را داده و تزکیه و تهذیبنفوس انسانها را از جمله اهداف بعثت انبیا شمرده است. در همین راستا بر کنترل عواطفو احساسات تکیه کرده و فرو خوردن خشم و غضب را یک ارزش مىشمارد. از طرفىانسان را همواره به مقصد و مطلوب حقیقىاش توجه داده و با ارائه راه و روش پرستش،نیایش و برنامههاى خود سازى، او را در قرب الى الله مدد مىرساند. در عین حال ازجنبه جسمانى و دنیوى او نیز غافل نبوده و بهرهگیرى بهتر از دنیا و مواهب آن را براىدستیابى به سعادت گوشزد مىنموده است. چنان که در قرآن کریم مىخوانیم:
»وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا« (قصص: 77)
بهرهات را از دنیا فراموش مکن.
ویژگىهاى تعلیم و تربیت اسلامى
بر اساس این تعالیم، دنیا و مواهب آن ابزار و وسیله دستیابى به کمال انسان شمرده شدهاند.
مربیان: در بیان ویژگىهاى نظام تعلیم و تربیت اسلام به پویایى این نظام اشارهکردید. لطفاً معناى پویایى را بیان نمایید و بفرمایید که پویایى و بالندگى یک مکتب یانظام تربیتى در چیست؟
جواب: پویایى، نقطه مقابل ایستایى و اصطلاحى است که اندیشمندان جدید درجامعهشناسى مطرح کردهاند و مىگویند: جامعه
من مبعوث شدهام تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم.
و دهها نمونه از این قبیل آیات و روایات از جامع بودن نظام تربیتى اسلام خبرمىدهد.
چنان که ملاحظه مىفرمایید اسلام به بعد عقلانى شخصیت انسان، کمال اهمیت را دادهو نقش عقل را در کنار نقش پیامبران در هدایت انسان آورده است. به بعد اجتماعى انساننیز توجه کرده و براى استحکام روابط اجتماعى بر برادرى مومنان، تعاون و همکارى درکارهاى خیر، احساس تعهد و وظیفه نسبت به یکدیگر تأکید ورزیده است.
اسلام همچنین به بُعد اخلاقى و معنوى انسان نیز کمال اهمیت را داده و تزکیه و تهذیبنفوس انسانها را از جمله اهداف بعثت انبیا شمرده است. در همین راستا بر کنترل عواطفو احساسات تکیه کرده و فرو خوردن خشم و غضب را یک ارزش مىشمارد. از طرفىانسان را همواره به مقصد و مطلوب حقیقىاش توجه داده و با ارائه راه و روش پرستش،نیایش و برنامههاى خود سازى، او را در قرب الى الله مدد مىرساند. در عین حال ازجنبه جسمانى و دنیوى او نیز غافل نبوده و بهرهگیرى بهتر از دنیا و مواهب آن را براىدستیابى به سعادت گوشزد مىنموده است. چنان که در قرآن کریم مىخوانیم:
»وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا« (قصص: 77)
بهرهات را از دنیا فراموش مکن.
ویژگىهاى تعلیم و تربیت اسلامى
بر اساس این تعالیم، دنیا و مواهب آن ابزار و وسیله دستیابى به کمال انسان شمرده شدهاند.
مربیان: در بیان ویژگىهاى نظام تعلیم و تربیت اسلام به پویایى این نظام اشارهکردید. لطفاً معناى پویایى را بیان نمایید و بفرمایید که پویایى و بالندگى یک مکتب یانظام تربیتى در چیست؟
جواب: پویایى، نقطه مقابل ایستایى و اصطلاحى است که اندیشمندان جدید درجامعهشناسى مطرح کردهاند و مىگویند: جامعه پویا، جامعهاى است که بتواند بامشکلات تازه برخورد کند؛ با شرایط جدید رو به رو شود و در حال تکاپو و ترقى باشد.
وقتى بحث از مکتب پویا شود باید دید که اصلاً مکتب پویا یا پویایى یک مکتب درچیست؟ از نظر ما، مکتب به نظامى اطلاق مىشود. که داراى اصول، مبانى، اهداف وروش هایى است و بین این اصول و مبانى و اهداف و روشها یک نوع هماهنگى و ارتباطوجود دارد که این مجموعه را نظام مىگویند.
پویایى مکتب در این است که راه را براى رشد و ترقى انسان باز کند و او را به کمالبرساند. اهداف در این مکتب طورى بیان شوند که انسان را ترقى داده و موجباتپیشرفت او را فراهم کنند، نه این که وى را در یک مرحله مقدماتى محبوسو محدود کنند.بنابراین در پویایى هر مکتب باید به اهدافى که این مکتب دارد نگاه کنیم.
بعضى از مکتبها مقاصد محدود را به انسان تحمیل مىکنند و به همین اندازه راضىهستند، که انسان در هدفهاى خاص حرکت کند و در همان محدوده فعّال باشد؛ ولىبعضى از مکتبها مانند مکتب اسلام هدفهایى را مطرح مىکنند که دامنهاى بى نهایتدارد؛ مثلاً وقتى از ارزشهاى معنوى، از تقرب به حق تعالى از برگشت به سوى مبدأ، ازخدا گونه زیستن و از کسب فضایل معنوى و اخلاقى بحث به میان مىآید و مىبینیم که درجاى جاى متون اسلامى با یک سلسله اهداف گستردهاى سرو کار داریم که موجباترشد و ترقى انسان را فراهم مىکنند، نه تنها انسان را در یک چار چوب محدود نمىکنند،بلکه او را در مسیرى قرار مىدهند که احساس مىکند همواره در حال پیشرفت و ترقىاست. با این که مکاتب غربى ادعا مىکنند از مکتبى پویا و نظام تربیتى بالندهاىبرخوردارند، ولى وقتى در اهداف آن مکاتب به دقت مىنگریم و اهداف و روشهاى آنهإے؛ززًّ
ک11را مورد بررسى قرار مىدهیم، مىبینیم که انسان را در یک چارچوب مادّى یا اجتماعىقرار مىدهند و دست و پاى او را چنان مىبندند که نمىتواند از آن چارچوب پا را فراتربگذارد؛ امّا نظام تعلیم و تربیت اسلامى با برخوردارى از ویژگى پویایى و بالندگى انسانرا در یک مسیرى قرار مىدهد که این مسیر، راه را تا بى نهایت براى ترقى و تکامل او باز مىکند.
مربیان: نظامهاى تربیتى هر کدام به گونهاى ادعا مىکنند که هادى انسان به سوىسعادت و خوشبختى هستند، در همین راستا ویژگى هدایتگرى نظام تربیتى اسلام راچگونه ارزیابى مىکنید؟
جواب: در تعلیم و تربیت اصولاً از هدایت فرد سخن به میان مىآید؛ اما هدایت درنظام تربیتى اسلام، معانى مختلفى دارد. در متون اسلامى خداوند هادى است و پیامبرانالهى مأمور هدایت مردماند. یک هدایت به عنوان هدایت تکوینى خداوند است که کّلجهان در سایه این نوع هدایت اداره مىشود، نوع دیگر هدایت تشریعى است که بهوسیله پیامبران الهى به بشر ابلاغ شده است. قرآن مىگوید:
»اِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ اِمَّا شاکِراً وَ اِمَّا کَفُوراً«(انسان: 3)
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
هدایتگر بودن نظام تعلیم و تربیت اسلامى بدین معنا است که در حوزههاى دینى ومعرفتى و چگونه بودن و نیز چگونه زیستن به انسان کمک مىکند و او را به تفکر و تعمقوا مىدارد تا در عرصه زندگى بتواند به شکل شایستهاى با مسائل برخورد کند. این جنبهاز هدایت، تنها دستور دادن، توصیه کردن، موعظه کردن و حتى دعوت به اطاعت کردننیست، بلکه دستگیرى از انسان در به کارگیرى قدرت فکر و اندیشه و شکوفا کردن آناست تا بدین وسیله بتواند فراز و نشیبهاى زندگى را به خوبى پشت سرگذاشته و بهمقصد و مطلوب اصلى خویش نائل گردد.
مربیان: جناب استاد ضمن سپاسگزارى مجدد از این که وقت شریفتان را در اختیارما قرار دادید، توضیح مختصرى نیز درباره ویژگى انقلابى بودن نظام تربیتى اسلامبفرمایید.
ویژگىهاى تعلیم و تربیت اسلامى
جواب: یکى دیگر از ویژگىهاى نظام تعلیم و تربیت اسلامى، انقلابى بودن آن است.در این نظام بر عدالت و دادگرى تأکید شده است؛ با ستمگرى مبارزه مىشود و استکبارو بزرگ بینى منفور شمرده مىشود.
این نظام، داراى حدود و ثغور است و ظالم و مظلوم متواضع و متکبّر و دانشمند ونادان در آن یکسان نیستند. در تعلیم و تربیت اسلامى کوشش مىشود انسانى با نشاط وشاداب، برخوردار از عزت و کرامت، و داراى منش الهى، با روحیه ستم ستیزى و مظلومنوازى و شهادتطلبى تربیت شود که بتواند ره صد ساله را یک شبه بپیماید.
